هرجاهیچ جا همه جا یک جا

خرید بک لینک
پشت شیشه ی کافه باز من

یتیم آرزو ها .....

عقده ی نبودن تو را در جیب کردم

شعار نبودن را بر شیشه نوشتم

با کاپشن زرد لگد بر پشت چکمه ام

هی شا هی شانس کنان تاختم

نفس بر کفشهایم حرام شد

باز زخم بر لبه زانوه ی بی پدرم

باز بوسه ی خاک بر صورتم

باز یتیم تر شدن آرزویم

باز با قصه های کافه مرجان

باز با درد باتون های نبوندت

سینه خیز جانم را به خانه می کشانم

باز شب می شود

پدر عقده ها نان به ارزوی یتیمم می دهد .

چه مادرانه نوازش می کند غربتم ، طفل ارزوی مرا !

تن را به خاک می دهم روح را به کاغذ

برای دیدن آن صندلی و آن میز

به تصویر می کشد تو را

تو را با رنگی دگر

با یک عشق نو

و چه صبح تلخ قشنگی که باز عقده ام

می خندد...

چه جان تازه ای برای دیدن تو دارد

از پشت شیشه های کافه مرجان ...

هرجاهیچ جا همه جا یک جا...

ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 45 تاريخ: سه شنبه 25 بهمن 1390 ساعت: 2:56

مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

طفلی دل صغیر و کوچک من در این غربت صدایش را اهسته سر می دهد ...

از نهان،

باران اشک هایش بر صورتش و صورتش خشکیده ی ،

یک بوسه ی آبدار آشنا و آشنای آشنا !!

که آشنا بوسید دگر را و دگر دگر را ، پوسید روح مرا !

ببوس مرا غریبه .... ببوس که نمی روم از غربت

نمی گذرم از او او و او ...

ببوس امشب که آشنا شوم با تو با شب با شهر با ...

حرمت شکن شکنا ....

هوم هوم هوووم هوم ... لالالا لا لا لا

دستت دست دست کشان می کنم

لبت را بر لب گذار تا جاری شود، شهدت در شهد شهادته فردایم ....

کو کوکوکوکو صدای جغده شوم، روی بوم !

آه ! خم می شوم بوس ،بر چشم کبوده او او و او .

جای کلاغا و کل آقـــــا دگرخالی نبود .

مومومو موچ ماچ و ماچ موچ !

موم موم مومو آه ... لالالا لا لا لا

گوش تا گوش ، لب تا لب !

بخواب بر آن تخت، آشنای دیروز

که آشنا می شوی تو، آشنا امروز

نپرس از او که نمی گویم !

شهرت ، پول ، آرزو ،فردا،

میخواست او او و او !

بخواب مرجان من بر صفحه ی خاطره،

بر تخته دریایی من !

شب را صبح کنیم با عشق با نور بی او او و او ...

ادامه دارد .....

لــعنت به عشق من و ایران من !

هرجاهیچ جا همه جا یک جا...

ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 33 تاريخ: جمعه 21 بهمن 1390 ساعت: 22:18

می بینی که چگونه دست ارتجاع و استعمار در هم فشرده شده اند و هم را یاری می دهند تا همه چیز را در دنیای ما نابود کند ؟

.... تا از دختران ما ......

عروسک های فرنگی و گریم شده ای بسازند که نه احساس زن دیروز را دارند و نه شعور زن امروز را ...

که نه "حوا"یند و نه ادم !

نه همسرند و نه معشوق !

نه زن خانه اند و نه زن کار !

نه در برابر فرزند احساس مسئولیت می کنند و نه در برابر مردم ، نه ، نه ، نه ، نه، !!!

هرجاهیچ جا همه جا یک جا...

ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 33 تاريخ: جمعه 21 بهمن 1390 ساعت: 17:52

"زن هیچ و پوچ " همین زن خانه نشین است که فقط

به کار خانه داری می خورد

و بچه داری ! دکتر علی شریعتی

هرجاهیچ جا همه جا یک جا...

ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 34 تاريخ: چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت: 22:8

آری !

کارم سخت است و دردم سخت و از هر چه شیرینی و شادی و بازی است محروم ،

اما .....

این بس است که می فهمم ! خوب است ....

احمق نیستم . (دکتر علی شریعتی )

هرجاهیچ جا همه جا یک جا...

ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 64 تاريخ: دوشنبه 17 بهمن 1390 ساعت: 23:53

دلم گرم خداوندیست : که با دستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد !

چه بخشنده خدای عاشقی دارم ٬ که می خواند مرا با آنکه می داند گناهکارم !

دلم گرم است ٬ می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم !

برایت من " خدا " را آرزو دارم ...

هرجاهیچ جا همه جا یک جا...

ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 37 تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1390 ساعت: 18:56

زندگی یک معما نیست ٬ یک راز است .

می توان پاسخی برای معما یافت٬

راز به گونه ای است که هرگز نمی توان پاسخی بر آن یافت.

راز چیزی است که می توانی با آن یکی شوی ٬

می توانی در آن حل شوی ٬

می توانی در آن ذوب شوی و خود به راز تبدیل شوی ! (اوشو)

قومی متفکرند در مذهب دین

قومی بگمان فتاده در چاه یقین

می ترسم از آنکه بانگ آید روزی

کای بیخبران راه نه آنست و نه این ! (خیام)

هرجاهیچ جا همه جا یک جا...

ما را در سایت هرجاهیچ جا همه جا یک جا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: موجودی به نام من بازدید: 33 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1390 ساعت: 15:34

صفحه بندی